پیشرفتهای زینب جونی
سلام . دختر نازم هر روز که می گذره بهتر از دیروز صحبت می کنه و تا می تونه کلمات جدید رو یاد می گیره و به کار می بره . تو مسافرت قبلی که 31 خرداد بود و برای عروسی اقوام به همدان رفته بودیم درارتباط برقرار کردن با دیگران قوی بود رقص کردی رو یاد گرفت و هر روز با دستمال وسط اتاق در حال رقص کردیه و می گه : بابا دارم می رقصم منو نیدا تن (نگاه کن) . زینب جونم قبلا به شکلات می گفت : شلالی و به زنعمو می گفت : ننو ولی توی این مسافرت یاد گرفت که کلمات رو درست ادا کنه . و گاهی اوقات کلمات نامفهومی می گه که نمی فهمم چیه ولی با کمی دقت و کنکاش می فهمم که یه کلمه جدید یاد گرفته مثلا وقتی می خواهیم از خونه مامانی بریم خونه خودمون گف...
نویسنده :
مامان زینب
20:22


